بازدارنده ها(Injunction): پیام های پنهانی که کودک دردنیای کوچک خود بر اساس شرایط و میزان تحریک احساسی دریافت می کند را بازدارنده می نامند. این پیام ها معمولا(نه همیشه) توسط "کودک درون والد" به کودک منتقل می شود بدون اطلاع حالت "بالغ" والدین. رابرت گلدینگ یکی از همکاران برن معتقد است که 12 نوع "نباید" است که معمولا والدین بکارمی برند و مانع رشد، لذت و دوست داشتن در کودک می شود. این بازدارنده ها تفسیر کودک از پیام های والد است و نه الزاما آنچه منظور والدین بوده است.
12 بازدارنده و پیامهای والدی مربوطه عبارتند از:
بازدارنده | پیام والدانه |
وجود نداشته باش | "کاش من تورا نداشتم" |
بچه نباش | "بچه ها خیلی سروصدامیکنن" |
نزدیک نباش | "نگو چه احساسی داری" |
خوب/عاقل/عادی نباش | "این مریضه" |
تعلق نداشته باش | "تو متفاوتی" |
احساس نکن | "شجاع باش" |
خودت نباش | "چرا تو مثل....نیستی" |
بزرگ نشو | "منو ترک نکن" |
انجامش نده/موفق نشو | "فکرمیکنی کی هستی؟" |
مهم نباش | "نیازهای تو اصلا مهم نیست" |
فکر نکن | "فکرمیکنی خیلی باهوشی نه؟" |
نکن | "ممکنه اذیت بشی" |
پیشبرنده (Drivers): پیام های "انجام بده/بکن" برای خشنود کردن والدین است. این پیام ها را که ما از والدین و مراقبت کننده هایمان دریافت می کنیم به عنوان نمایشنامه متقابل معروف است. پنج پیام مشخص نمایشنامه متقابل توسط تایبی کاهلر(Taibi Kahler) تعریف شده است. پیشبرنده ها و پاسخ والدانه مرتبط این پیام ها درذیل آمده است. اگر ما پیشبرنده خاصی داشته باشیم، می توانیم با مجوزهای متناسب به خود تغییر کنیم.
محرک | پیام والد | مجوز |
کامل باش | "فقط وقتی خوبی که همه کارت را درست انجام بدی" | "خوبه که خودت باشی" "اشکال ندارد اگر اشتباه کنی" |
مردم را راضی کن | "فقط وقتی خوبی که مردم ازت راضی باشند" | "خوبه کاری کنی که خودت راضی باشی" |
قوی باش | "فقط وقتی خوبی که احساسات و خواسته ات را ازمردم پنهان کنی" | "خوبه که راحت باشی و به نیازهایخودت جواب بدی" |
عجله کن | "فقط وقتی خوبی که همه کارها را همین حالا انجام بدی" | "میتونی سرفرصت به کارهات برسی" |
سختکوش باش | "فقط وقتی خوبی که سخت کارکنی" | "خوبه که آن کاررابکنی" |
نادیده گرفتن
تعریف نادیده گرفتن: این تعریف توسط جکی شیف ارائه شده و عبارت از یک مکانیسم داخلی است که باعث می شود تا افراد بعضی ازجنبه های وجودخود، دیگران یا حتی واقعیت را کم اهمیت دیده و یا بطورکلی نادیده بگیرند.
اخاذی و احساسات وابسته به آن
تعریف اخاذی ها: اخاذی فرآیندی داخلی یا خارجی است (معمولا در ارتباطات مکمل) که درآن شخص محیط خود را تفسیر یا دست کاری می کند تا یک احساس خوب نبودن را توجیه کند یا شرایطی را نادیده بگیرد. اخاذی ها فرد را درگیر احساساتی نظیر گناه، بی کفایتی، آزاردیدن، ترس و انتقام می کنند.
احساسات وابسته به اخاذی: احساساتی که در اثر نادیده گرفتن بوجود می آید. این احساسات، احساساتی جایگزین می باشند. احساسات مورد علاقه فرد که در کودکی مورد تشویق قرارگرفته است.
بازیهای روانی
اریک برن یک سری الگوهای رفتار اجتماعی نا سالم را به عنوان بازی تعریف میکند. این رفتارهای تکرار شونده و منحرف اصولاً برای به دست آوردن نوازش هستند اما در عوض احساسات منفی را تقویت میکنند و مانند ماسک جلوی بروز مستقیم احساسات و افکار را میگیرند. اریک برن برای این بازیها اسمهای آشنایی انتخاب کرده. کتاب بازیها نوشتهٔ اریک برن در اوایل دهه شصت موفقیت قابل ملاحظهای به دستآورد.
ما همانطور که نیازهای فیزیکی داریم نیازهای روانی نیز داریم. نیاز به اینکه مورد پذیرش قراربگیریم و دوست داشته شویم یک نیاز اساسی برای تمام مردم است از زمانی که فردی به دنیا می آید؛ نیاز به عشق و توجه باید به کودکان و بزرگسالان از طریق کلام و رفتار و بصورت آشکار و صریح نشان داده شود.
صرف اینکه به کودک یا دیگران عشق یا توجه داشته باشیم کافی نیست، بلکه این عشق و توجه باید در کلام و رفتارهای ما نیز بصورت آشکاری خود را نشان دهد.
اگر این نیاز به عشق و توجه بطور مستقیم پاسخ داده نشود فرد برای ارضای این نیاز دست به انواع حیله و ترفند می زند. به این فرآیند و اعمالی که فرد برای گرفتن عشق و توجه انجام می دهد بازی های روانی گفته می شود.
تعریف بازیها: بازی به یک سری از روابط پنهان مکمل ادامه دار گفته می شود که به یک نتیجه از پیش تعیین شده و قابل پیش بینی برسد.
چرا ما بازی میکنیم؟ هدف عمده بازیها سرکوب یا فرار از احساساتی است که نمی خواهیم داشته باشیم یا از اقرار و پذیرفتن آن ها می ترسیم مثل ترس، خشم، احساس گناه، خجالت و غیره. اینها احساساتی هستند که باعث ایجاد تنش و فشار در ما می شوند و ما همیشه سعی در اجتناب از بروز این احساسات داریم. ما همچنین برای ارضای نیاز به نوازش ، تحکیم موقعیت زندگی ، ادامه نمایشنامه زندگی و ساختاربندی زمان بازی ها را انجام می دهیم می کنیم.
شکلهای نوعی بازیها
بازیکنان و شرایط ممکن است متفاوت باشند اما الگوی بازی ثابت است.
ما است. درپایان ما از خود می پرسیم " چگونه دوباره این اتفاق افتاد" یا "حالا دوباره شروع شد".
چند بازی متداول عبارتند از:
شش امتیازانجام بازیها:
مثلث کارپمن: استفان کارپمن یک دیاگرام ساده ولی موثر برای تحلیل بازیها ارائه می دهد. براساس نظریه او هرگاه مردم بازی می کنند وارد یکی از این سه نقش می شوند: ناجی، قربانی یا آزارگر، چراکه بازی نیز مثل صحنه تئاتر می ماند.
آزارگر: کسی است که مردم را زیر پا گذاشته و آنها را تحقیر می کند.
ناجی: با ارائه کمک به دیگران از موضع بالا ، بدون در نظر گرفتن اینکه آیا آنها نیاز به کمک دارند یا نه، آنها را تحقیر می کند.
قربانی: او به دنبال ناجی است که ایده قربانی بودن او را و اینکه "من خودم به تنهایی از پس کارهایم بر نمی آیم" تائید کند.
آزارگر |
قربانی |
وقتی مردم با یک شرایط سخت روبرو می شوند یکی از این نقش ها را انتخاب می کنند و وارد بازی زندگی می شوند. براساس حالت نفسانی، یک نفر می تواند هر یک از این سه نقش را در زمانهای متفاوت بازی کند.
خودمختاری- هدف تحلیل رفتار متقابل
رسیدن به خودمختاری نهایت هدف تحلیل رفتارمتقابل است. استقلال یعنی مراقبت از خود و سرنوشت خود را تعیین کردن، مسئولیت اعمال و احساسات خود را بدست گرفتن و دور انداختن الگوهای نامربوط و نامناسب زندگی فرد درلحظه حال و اکنون.
تعریف خودمختاری: خودمختاری ابراز یا بدست آوردن سه توانمندی است: آگاهی، خودانگیختگی و صمیمیت.
آگاهی یعنی دانستن آنکه اکنون، در زمان حال چه می گذرد. آگاهی به معنی شنیدن، دیدن، بوئیدن، حس کردن، چشیدن، مطالعه کردن و ارتقا استقلال است. آگاهی به معنی حساس بودن نسبت به خود، دیگران و محیط است. در اینجا و اکنون بودن. آگاهی یعنی درک دنیا از طریق رویارویی با آن نه ازطریق راهی که فرد "آموخته است".
خودانگیختگی پاسخی است به محرکات داخلی و خارجی بوسیله تجربه انتخاب آزاد با طیف کاملی از رفتارها و احساسات والد، بالغ و کودک، محرکاتی که مورد قضاوت یا احساسات شرطی قرار نگرفته است. خودانگیختگی به معنای منعطف بودن است و نه بصورت احمقانه ای تحریک پذیربودن.
صمیمیت یعنی ابراز احساسات گرم، نزدیکی و محبت به دیگران. شخص صمیمی یاد می گیرد که "رها کند"، صورتک ها و ماسک ها را رها کرده و خودش باشد، اما همیشه نسبت به بالغ آگاه باشد. صمیمیت یعنی دیگری را بدون شرط پذیرفتن و از بودن با او لذت بردن.
پایان
منبع:http://delphiclinic.com
ما را در سایت مشاوران برتر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31